فوتبال مهمترین ابزار انتخاباتی ریاست جمهوری در سال 88 / چه‌کسی سودش را می‌برد؟( ویژه عید)

۱- سال 1388 برای کشور سالی پر از حوادث در حوزه‌های مختلف است. در عرصه سیاسی انتخابات ریاست‌جمهوری را در خردادماه در پیش داریم که مرزبندی‌های امروز نشان می‌دهد روزهای بسیار سختی در انتظار است و در حوزه ورزش هم موضوع انتقال قدرت و البته صعود به جام‌جهانی افریقا که این روزها در دست‌انداز عجیبی قرار گرفته است.
2- شاید ماجراهای صعود به جام‌جهانی بستگی فراوانی به انتخابات ریاست‌جمهوری داشته باشد، دو رویدادی که هر 4سال یک‌بار تکرار می‌شود و به‌دلایل مختلفی به‌صورت همزمان انجام می‌گیرد. اینکه حرف‌های درگوشی مطرح‌‌شده نشان می‌دهد دولت نهم امید فراوانی به ماجرای صعود به جام‌جهانی بسته است از طرفی خوشحال‌کننده و از سوی دیگر نگران‌کننده است. ورزش در بطن خود جذابیت و محبوبیت دارد و شاید برای همین بود که ریاست جمهوری تا به امروز چندین بار بر سر تمرینات تیم ملی فوتبال حاضر شده است و در مجموع توجه ویژه ای نسبت به ورزش دارد .
3- بازی با عربستان برای صعود مستقیم به جام‌جهانی نقش اساسی دارد، اما همه‌چیز به 3روز قبل از انتخابات ریاست‌جمهوری دولت نهم برمی‌گردد، روزی که ایران باید در ورزشگاه یکصدهزارنفری آزادی در مقابل امارات بایستد و تکلیف صعود را مشخص کند. این بزرگترین «ترسی» است که باید از آن یاد کرد، فوتبال در آن یک‌هفته «سیاسی‌تر» از هر جریان و حزب و گروهی خواهد بود و سیاستمداران تمام تلاششان را به‌خرج خواهند داد تا در این پیروزی احتمالی حضور داشته باشند. علی کفاشیان در مصاحبه با خبرگزاری پارس فوتبال رسما کناره‌گیری فدراسیون فوتبال را از انتخابات اعلام کرد اما این ادعا را باید در کنار همان ادعاهایی قرار دارد که رئیس در قبال دخالت‌های سازمان در کار فوتبال به آن اشاره می‌کند؟ علی دایی می‌خواهد در این صف‌بندی در کجا قرار گیرد و تمایل شخصی‌اش را چگونه موازنه ‌کند؟ فوتبالی که سازمان برایش تصمیم می‌گیرد، حمایتش از طرف دولت است و اسپانسرش از طرف شرکت «سایپا» صورت می‌گیرد، چگونه می‌خواهد «مستقل» بماند؟ معادله عجیبی خواهد بود، آیا باید منتظر قربانی‌شدن فوتبال باشیم؟ نه...امید که سود این کشمکش را فوتبال ببرد! / علی عالی / خبرگزاری پارس فوتبال

 

در حاشيه پاكسازي فوتبال ايران از شر دلالان و پدرخواندگان باج خواه مطبوعات / اطلاعات ناگفته از آقایان پدرخوانده / اين رشته سر دراز دارد... ( ویژه عید)

1- تا به حال بر سر تمرينات تيم‌هاي پايه و به اصطلاح آكادمي برخي باشگاه‌هاي نامدار حاضر شده ايد؟ توصيه مي‌كنم سري به اين زمين‌هاي تمرين و مدارس فوتبال پايه بزنيد، حتي اگر هم زياد فوتبالي نباشيد به راحتي درك مي‌كنيد بسياري از بازيكنان نونهال و نوجوان حاضر در اين تيم‌ها به درد دويدن هم نمي‌خورند، چه برسد به فوتباليست شدن! شكم‌‌هاي بر آمده و هيكل‌هاي نامتوازن به همراه ماشين‌هاي گرانقيمت والدين متمول كه بيرون از زمين تمرين پارك شده‌اند چه چيز را نشان مي‌دهد؟ آيا به همين خاطر نيست كه فدراسيون فوتبال ماه گذشته مجوز همه مدارس فوتبال پايه را لغو كرد و اعلام كرد بايد در روند ايجاد و تأسيس مدارس ورزشي بازنگري جدي انجام شود؟

2- پديده دلالي و واسطه‌گري درست از زماني در فوتبال ايران وارد فاز تازه‌اي شد كه جايگاه فوتبال نزد دولت ويژه‌ شد. دولت كه به اهميت فوتبال پي برده بود با در دست داشتن مالكيت دو باشگاه پرطرفدار استقلال و پرسپوليس سعي كرد با پرداخت مبالغ بالا بهترين بازيكنان را در اختيار بگيرد و البته بازيكنان به اين دو تيم راه نمي‌يافتند مگر اينكه در چشم همگان باشند. در چشم همگان بودن يعني حضور در رسانه‌ها و حضور در رسانه‌ها مستلزم داشتن روابط خوب با رسانه‌هاست و البته همه مي‌دانيم كه روابط خوب با رسانه‌ها يعني چه! ماجرايي كه بعدها به بازيكنان باشگاه‌هاي ديگر سرايت كرد و باعث شد توجه رپورتاژي جيب برخي روزنامه‌نگاران ورزشي را پر كند.

3- در بازداشت‌هاي اخير نام يك روزنامه‌نگار باسابقه و سن و سال‌دار كه نامش حتي براي كساني كه فوتبال را هم تعقيب نمي‌كنند، آشناست به چشم مي‌خورد. او حدود 10 ساعت در بازداشت به سر برد. اين سردبير با سابقه پس از بيرون آمدن از بازداشت اعلام كرد كه به عنوان يك مطلع احضار شده بود. ايشان كه به پدرخوانده فوتبال ايران مشهور است، زماني بازيكن و حتي مربي در باشگاه‌هاي تهران بود. زيردستان و شاگردان پدرخوانده كه اكنون تني چند از آنها در بازداشت به سر مي‌برند و چند نفر ديگر آنان با چند وثيقه آزاد شده‌اند با آموزش‌هاي پدرخوانده به همه چيز رسيدند.پيش از آغاز سال جديد خط فقر در تهران 850 هزار تومان اعلام شد در حالي كه يك خبرنگار ورزشي در بهترين سطح حدود 400 هزار تومان در ماه حقوق مي‌گيرد و حتي اگر دو جا هم كار كند باز هم نمي تواند به درآمد850 هزار تومان برسد.آيا اين ماجرا دردناك نيست؟ وقتي شاگردان و رهروان پدرخوانده در كشورهاي اروپايي خانه و ويلا خريده‌اند و جدا از اينكه در شمال تهران و شمال ايران خانه و ويلا دارند و با خودروهاي گرانقيمت رفت‌وآمد مي‌كنند درآمدي بالاي 5 ميليون تومان در ماه را هم دارند آن وقت يك خبرنگار سالم چطور مي تواند شاهد اين نابرابري باشد؟ آقايان در لباس رسانه‌ها آنقدر پول به جيب زده‌اند كه آمار درآمدهايشان از دست خودشان هم خارج شده است. آنها از روي يك استدلال پدر خوانده به همه چيز رسيدند. پدرخوانده در تحريريه‌اش خطاب به نيروهايش اين جمله را هميشه مي‌گفت، «زماني كه من از يك بازيكن 30 ميليون تومان مي‌نويسم و عكسش را بزرگ چاپ مي‌كنم از او يك بازيكن 300 ميليوني مي‌سازم چرا نبايد 20 درصد از مبالغ قرارداد اين بازيكن را بگيرم؟»

4- جمله پدرخوانده به اين سادگي نيست كه به‌نظر مي‌آيد.مطمناً بايد سازوكارهايي موجود باشد تا پدرخوانده و گماشته‌هايش به نان و نوايي برسند. سازوكار كه از ميان مديران باشگاه‌ها مي‌گذرد. همين جناب پدرخوانده اكنون مشاور چندين مديرعامل باشگاه‌هاي ليگ برتري است . به اين نكته هم دقت كنيد كه اكثر باشگاه‌هاي فوتبال ايران دولتي هستند، پس پاي مديران هم وسط است. همان‌طور كه محمود سالاركيا، معاون دادستان تهران از بازداشت‌هاي جديدي خبر مي‌دهد كه مديران باشگاه‌ها و يكسري از مربيان را هم شامل مي‌شود. مديران و مربياني كه در پي ارتباط با پدرخوانده و زيرمجموعه‌هاي پدرخوانده از قبل جذب بازيكنان و مبالغ قراردادهايشان كلي پول به جيب مي‌زنند و البته كسي كه هم اكنون به اتهام دلالي و اخاذي و چندين و چند جرم ديگر در زندان به سر مي برد از لحاظ اعتبار و پدر خواندگي به پاي پدر خوانده اصلي نمي رسد.گرچه او را از سردبيري پرتیراژترین روزنامه ورزشي خلع كرده اند اما هنوز شاگردان او و پدرخوانده اصلي در ديگر روزنامه هاي ورزشي و حتي برخي روزنامه هاي دولتي حضور دارند و صد البته مديران اين روزنامه ها به دليل وسعت شبكه دلالي پدر خوانده اصلي و گماشته هايش از حضور اين افراد بي خبرند.شايد باورش سخت باشد اما با يك تحقيق ساده از بازيكنان نه تنها تهراني بلكه شهرستاني مي شود به راحتي فهميد كه چه تعداد زيادي ازمربيان و بازيكنان شهرستاني در روزنامه هاي ورزشي كه شايد اصلا هم پرمخاطب و پرطرفدار نباشند خبرنگاراني دارند كه با پرداخت حقوق ماهیانه به آنها از خبرنگاران مي خواهند در روزنامه هايشان هواي آنها را داشته باشند.آيا شنيدن اين اخبار دردناك نيست؟

افشين پيرواني ، زماني كه هنوز سرمربي تيم پرسپوليس بود و در برنامه صبح آمد شبكه سوم سيما  حاضر شده بود , در این برنامه  اعلام كرد كه يكي از روزنامه قديمي ورزشي مرتب او را تهديد مي كند كه اگر به سردبيرش باج ندهم آنقدر عليه من مي نويسد كه مديران باشگاه مجاب به اخراج من شوند.البته درست روزي كه افشين پيرواني به افكار عمومي قول داده بود تا نام اين روزنامه و سردبيرش را اعلام كند او به دلايل نامعلومي منصرف شد...

5- هنوز از يادمان نرفته كه همين جناب پدرخوانده چگونه با همكاري يكي از مربيان سابق تيم ملي فوتبال ايران كه در مسابقات جام جهاني 98 فرانسه به همراه تيم ملي بودو حتي در بازيهاي پلي آف مقدماتي كه منجر به صعود معجزه آساي تيم ملي به جام جهاني 98 فرانسه شد روي نيمكت ذخيره نقش عمده اي در هدايت تيم ملي درب و داغاني كه  مايلي كهن تحويل داد ، داشت ليست تيم ملي اميد را فروخت. سرمربي تيم اميد به او دستور داد از هر بازيكني كه مي‌خواهد عضو تيم ملي اميد شود 5 ميليون تومان دريافت كند تا جايي كه پاي رئيس فدراسيون وقت هم وسط آمد .

وقتي پدرخوانده آن‌قدر نفوذ دارد كه نه از طريق روزنامه‌‌اش بلكه از طريق ارتباط با يك گزارشگر سابق فوتبال و مجري يك برنامه ورزشي ، بازيكني را به برنامه مي‌برد و به عنوان بهترين بازيكن ليگ به بينندگان قالب مي‌كند كه در طول نيم‌فصل اول تنها دو بازي فيكس داشته و جمعاً 250 دقيقه از 15300 دقيقه بازي كرده و حتي او را در ميان مسابقه sms به‌عنوان كانديداي كسب عنوان بهترين بازيكن ليگ مطرح مي‌كند. همين جناب مجري كه برنامه‌اش تا ساعت 3 بامداد طول مي‌كشد و متاسفانه آنتن مفت در اختيارش گذاشته مي شود، سه نفر از مجريان و گزارشگران برنامه‌اش بازداشت مي‌شوند تا دست به دامان مقام‌هاي بالا شود كه اگر من هم دستگير شوم آبروي رسانه ملي مي‌رود و تو را به‌‌خدا اگر به من رحم نمي‌كنيد به رسانه ملي رحم كنيد...

از صداوسيما و مديريت قوي و محكم مهندس ضرغامي بعيد است كه چنين شخصي قريب به چهار ساعت آنتن را در اختيار بگيرد و برنامه رپرتاژي تحويل مردم دهد.مطمئنا مديران ردخ بالاي صداو سيما از اين ماجراها بي خبرند وگرنه ديگر اجازه نخواهند داد اين شخص يك ثانيه روي آنتن بيايد و آبروي ارزشمند رسانه ملي را زير سوال ببرد.

دردناك اين است كه همين جناب مجري در ويژه برنامه هاي نوروزي و تحويل سال يكي از شبكه هاي تلويزيوني حضور مي يابد و از لزوم رعايت اخلاق ورزشي حرف مي زند!...و البته مجري اين ويژه برنامه از محسنات برنامه اين گزارشگر سابق چندين دقيقه صحبت مي كند و برنامه اش را بهترين برنامه ورزشي كل شبكه هاي تلويزيون مي داند!

6- همين جناب مجري و گزارشگر سابق از معرفي يك بازيكن كيفيت پايين برزيلي و نمايش فيلم هندي براي  بخشش چند بازيكن از سوي شريفي رييس كميته انضباطي فدراسيون فوتبال و حتي ماجراي خداداد عزيزي و درگيري اش با يك خبرنگار و ديگر رپرتاژها كلي حق دلالي مي‌گيرد اما چند نفر از خبرنگاران سالم مطبوعات ورزشي را كه به‌تازگي توانسته بودند يك هفته‌نامه ورزشي حرفه‌اي منتشر كنند از طريق تهديد سرمايه‌گذار و وارد كردن اين اتهام كه گردانندگان اين هفته‌نامه يك مشت دلال هستند از كار بيكار مي‌كند . اين هفته‌نامه فعلاً تعطيل شده است و حقوق كساني كه از سوي جناب گزارشگر دلال معرفي شده اند فعلا از سوي سرمايه گذار پرداخت نشده است.

7- ضابطان قضايي بايد به اين نكته مهم توجه داشته باشند كه فوتبال يك ورزش تيمي است و روح قوانين در آن بر مبناي هماهنگي و همكاري يك گروه تعريف مي‌شود. در واقع مطبوعات و رسانه‌ها هم حلقه‌اي از اين زنجير هستند و اگر قرار است در معدود مسائل ناپسند اخلاقي و حرفه‌اي آن‌ها تحقيق و تفحصي صورت پذيرد بايد ساير عناصر فوتبال هم به همين شكل و شدت مورد بررسي قرار گيرند. پرونده فساد در فوتبال ايران مطمئناً متهمان ديگري هم به غير از روزنامه‌نگاران دارد كه پشت نام و عنوان سازمان‌ها و نهادهاي متبوعشان پنهان شده‌اند. در واقع تعدادي از دست‌اندركاران فوتبال در ايران هستند كه در موقعيت‌هاي حساس و كليدي قرار گرفته‌اند و به هيچ‌وجه هم در مستطيل سبز و حواشي آن آفتابي نمي‌شوند. همان‌طور كه مي‌دانيد حضور در سايه و تاريكي هم اگر با كنترل و دقت نظر دائمي همراه نباشد به احتمال زياد با فساد و تباهي همراه خواهد شد.

8- اي كاش مسئولان پيگيري پرونده پاكسازي فوتبال ايران گلوگاه‌هاي حساس و مسأله‌ساز را به دقت بررسي كنند. اين پرونده آن‌قدر حجيم است كه شايد مظنون‌هاي ديگري هم داشته باشد كه متأسفانه از مصونيت نسبي، سود فراواني مي‌برند.

همه چيز نشان مي دهد كه اين رشته سر دراز دارد.اميدواريم اين‌بار همه فاسدان كه باعث جوانمرگ شدن فوتبال ايران و از بين رفتن استعدادهاي ناب فوتبال مي‌شوند پاكسازي شوند. كاري كه زياد هم آسان به نظر نمي‌رسد اما با فعالیتهای مثبتی که در این مدت از سوی سازمان بازرسی کل کشور و وزارت اطلاعات انجام  شده است , امكان پذير و محتمل به نظر می رسد./ چيا فوادي / خبرگزاری پارس فوتبال

 

نگاهی به پرونده های راکد سال87/ شنیدنی‌هایی تازه درمورد امپراتور قطبی و ملکه یوروم/ آیا قطبی بخاطر بانو پرسپولیس را در گرمای 50 درجه به دوبی برد؟/ اصرار قطبی برای خرید دوکارمو چه بود؟/ چگونه پرسپولیس باسیصد میلیون تومان یوروم را راضی کرد!(ویژه عید)

طی تمام هفته‌ها و ماه‌هایی که افشین قطبی در کشورمان حضور داشت، بانو یوروم نز در نقش همسر او کانون بسیاری از اخبار و حواشی بود. دوست و همراه از جنس مؤنث امپراتور در 18 ماه گذشته دوشادوش یانگوم، 2 بانوی سرشناس محافل رسانه‌ای کشورمان بود.

اگر آن یکی جواهری در قصر بود، این یکی ملکه‌ای در دربار عریض و طویل و سرخ قطبی به حساب می‌آمد، در مورد یوروم گفتنی‌ها زیاد است.
مرور گذرای چند نکته برجسته در رابطه با حضور این بانوی کره‌ای در ایران بخشی است که همشهری در ویژه نامه نوروز خود به آن پرداخته است.

حقوق بگیر جدید باشگاه
قبل از حضور قطبی در ایران برای هدایت پرسپولیس در لیگ هشتم، یکی از شروط امپراتور این بود که بانو یوروم در تشکیلات اداری باشگاه پرسپولیس صاحب یک پست اجرایی شود تا از این طریق و دریافت 300 هزار دلار ناقابل برای یک پست تشریفاتی , بانو یوروم بله را برای آمدن قطبی به ایران به حسین هدایتی و پرسپولیس بگوید.  این موضوع به اندازه‌ای موثق است که حتی داریوش مصطفوی نیز آن را در ارتباط تلفنی با برنامه (ورزش از نگاه دو) تایید کرد تا پرسپولیس یک کارمند بین المللی (!) را از دست بدهد.

صیغه‌ای که در تهران جاری شد

بعد از مصاحبه جنجالی محمد مایلی کهن علیه افشین قطبی، خیلی‌ها به صرافت کنکاش در روابط فیمابین قطبی و بانو یوروم افتادند. جالب اینکه جست و جوی بیشتر، به نتایج عجیبی منجر شد. در واقع صیغه عقد موقت قطبی و یوروم در تهران و توسط حاج حبیب کاشانی جاری شده است و پیش از آن هیچ نسبت سببی و نسبی بین این دو وجود نداشت. گرچه که عده ای عنوان کردند که اصلا بانو یوروم اهل کتاب هم نبود تا بشود صیغه ای بین آنها جاری کرد و در واقع حرکت حاج حبیب برای بستن دهان عده ای که به این حواشی  بیش از اصل  می پردازند بوده است. کاشانی غیر از این، خدمات دیگری هم به امپراتور کرد؛ چه این که مشکل ویزای او را به یاد می‌آوریم و این که در بازی ایران ـ کره در چارچوب مسابقات مقدماتی جام ملت‌های 2007 آسیا، قطبی اجازه حضور در کشورمان را نیافت، اما کاشانی این معضل او را برای همیشه حل کرد.
حاج حبیب مشکل کارت پایان خدمت قطبی را هم از پیش روی این ایرانی ـ آمریکایی  با رایزنی با دفتر رهبری برداشت و شناسنامه و گذرنامه ایرانی او را پس از بیش از 35 سال حل کرد.  باید زندگی احتمالاً جدید مشترک قطبی را هم مرهون کاشانی دانست!

گروکشی به سبک کوبیسم!

حتماً یادتان می‌آید که در سال اول حضور قطبی در ایران، همسر هنرمند او نمایشگاهی از تابلوهای نقاشی خود را در معرض دید عمومی قرار داد. اگرچه این نمایشگاه با هزینه شخصی قطبی برپا شده بود، اما نکته درخور اهمیت، توصیه اکید قطبی به بازیکنان برای خریدن تابلوهای همسرش بود.
جالبتر این که تعدادی از تابلوهای باقی مانده، به اجبار قطبی توسط باشگاه خریداری شد! دراین مورد شنیده‌ها حکایت از هزینه 50 هزار یورویی پرسپولیسی‌ها و شخص حسین هدایتی برای ابتیاع 19 تابلوی فروش نرفته دارد!

آپارتمان دبی پشت قباله یوروم
مدیران و مسئولان باشگاه پرسپولیس برای جلب نظر افشین قطبی جهت بازگشت به پرسپولیس ، خانه‌ای مبله و شیک با تمام امکانات رفاهی در دبی برای یوروم اجاره کردند تا سنگ تمام گذاشته باشند!


چگونه پرسپولیس با یک شغل تشریفاتی و سیصد میلیون تومان همسر قطبی را راضی کرد

«12 خرداد تا 12 تير». تنها گذشت سي و يک روز کافي بود تا افشين قطبي براي بازگشت به ايران قانع شود. اگر او با چشمان اشکبار در فرودگاه امام خميني با مردم وداع کرده بود، در عوض در روز بازگشت آنقدر هيجان داشت که حتي در يک اقدام غيرمتعارف دوربين يکي از عکاسان را گرفت تا خودش از جمعيت استقبال کننده عکس بگيرد. بايد برگرديم به آخرين ملاقات قطبي با حبيب کاشاني؛ روزي که حبيب کاشاني براي نگه داشتن سرمربي تيمش به آپارتمان لوکس قطبي در بلوار گلستان، خيابان جردن رفته بود اما ديد افشين و يوروم حتي وسايل شخصي شان را براي سفر به دوبي بسته بندي کرده اند. آن روزها کاشاني براي نگه داشتن قطبي دست به هر کاري زده بود. چند ملاقات طولاني بين مدير و سرمربي در دفتر کاشاني در شوراي شهر تهران به جاي خوبي نرسيده بود. در آن ملاقات ها هر وقت کاشاني بحث را به جزئيات کشانده بود تا بفهمد قطبي چه شرطي براي ماندن در ايران دارد افشين از کليات حرف زده بود. از اينکه «ساختار پرسپوليس مهياي حضور در مسابقات ليگ قهرمانان آسيا نيست» و از اينکه «پرسپوليس براي موفقيت در ليگ قهرمانان آسيا بايد ورزشگاه اختصاصي، کمپ اختصاصي و زمين تمرين اختصاصي داشته باشد». حرف هاي قطبي بوي بهانه جويي مي داد. حتي زماني که کاشاني براي نگه داشتن قطبي با وعده کنار گذاشتن حميد استيلي از کادرفني تيم آخرين آس خود را رو کرد، باز هم اتفاقي نيفتاد. قطبي از پرسپوليس جدا شد. جدايي او با چشمان اشکبار رقم خورد و با ذکر اينکه؛ «حبيب کاشاني برادر بزرگ تر من است و من اگر بخواهم به پرسپوليس برگردم فقط با او کار مي کنم.» قطبي رفت. او با قهرماني در ليگ برتر انتظار پيشنهادهاي بهتري را داشت؛ پيشنهادهاي بهتر با رقم هاي بالاتر. اما معادلات او به هم ريخت.و جز یک پیشنهاد تنها در حد حرف الوصل هیچ خبری از کار جدید برای او نشد. استراحت ده روزه قطبي در دوبي بدون پيشنهاد جديدي به پايان رسيد. او به هلند رفت؛ در وضعي که همه تصور مي کردند قطبي براي ملاقات با پيم فربيک و ديک ادووکات به هلند رفته تا شايد سال آينده دستيار يکي از آنها در تيم ملي استراليا يا زنيط سن پترزبورگ شود، اما او تنها به خاطر يوروم به هلند رفت؛ به خاطر ديد و بازديدهاي خانوادگي يوروم با اقوامش که در هلند اقامت دارند. در اين مدت مديريت باشگاه پرسپوليس عوض شد. حبيب کاشاني با توصيه محمد علي آبادي به اجبار استعفا داد تا داريوش مصطفوي به مديريت پرسپوليس برسد. اين اتفاق ريسک بزرگي براي علي آبادي بود. او مديري را برکنار کرد که فصل گذشته توانست پس از هفت سال پرسپوليس را به قهرماني مسابقات ليگ برتر برساند، براي همين اصلاً عجيب نبود که علي آبادي تمام انرژي خود را براي تقويت پرسپوليس در فصل آينده بگذارد. در اين بين رئيس سازمان تربيت بدني براي محو کردن خاطرات خوش حضور کاشاني به دنبال يک «پروژه ويژه» بود؛ پروژه يي که برتري تيم مديريت کنوني را نسبت به مديريت حبيب کاشاني محرز کند و البته برکناري حبيب کاشاني از مديريت پرسپوليس را يک اقدام منطقي از سوي علي آبادي جلوه دهد. پس از گذشت چند روز از آغاز به کار داريوش با پيش کشيده شدن نام سانتيني، زاکه روني و ايويچ براي سرمربيگري پرسپوليس، بالاخره علي آبادي به نام نهايي رسيد؛ «افشين قطبي»، کسي که اگر مصطفوي مي توانست او را به تيم برگرداند، حکم بي تدبيري کاشاني براي نگه داشتن قطبي در پرسپوليس به اثبات مي رسيد. حسين هدايتي بزرگ ترين تاجر استيل ايران که به خاطر نفوذ و البته بنيه اقتصادي بالاي خودش به عضويت هيات مديره جديد پرسپوليس رسيده بود، مامور بازگرداندن قطبي به ايران شد.

اولين ملاقات هدايتي و قطبي در هتل «حيات» دوبي که يکي از شعبه هاي هتل هاي زنجيره يي «هايت» در حوزه خليج فارس است، آغاز شد. آنها در عرض 48 ساعت شش ساعت و نيم با هم جلسه داشتند و جالب اينکه در سه ساعت پاياني يوروم هم در کنار افشين و هدايتي بحث مي کرد. هدايتي براي جلب رضايت قطبي سياست خوبي را در پيش گرفته بود. پيش از سفر به دوبي هدايتي فهميده بود که يکي از فاکتورهاي اصلي جدايي قطبي از پرسپوليس، نارضايتي يوروم از زندگي در ايران بود. پيشنهاد سپردن معاونت امور بين الملل به يوروم از سوي هدايتي هم توجيهي نداشت جز اينکه يوروم به زندگي در ايران ترغيب شود. البته از سوي ديگر هم هدايتي رقم چشمگيري را براي استخدام قطبي پيشنهاد داد تا ديگر کار يکسره شود. 800 هزار دلار براي سال اول و 900 هزار دلار براي سال دوم پيشنهاد مالي هدايتي به قطبي بود تا در کنار پيشنهاد 300 هزار دلاري پرسپوليس به يوروم، اين دو به بازگشت به ايران رضايت دادند، آن هم در وضعي که کمتر از يک ماه پيش قطبي در ملاقات هاي خودش از مشکلات ساختاري باشگاه و نبود کمپ و ورزشگاه اختصاصي حرف زده بود ولي گويا در يک ماه گذشته قطبي تمام آن شرط ها را فراموش کرده. شايد هم پيشنهاد وسوسه کننده هدايتي به قطبي و يوروم که سرجمع دو ميليون دلار بود، باعث کوتاه آمدن قطبي از اصول خودش و رضايت يوروم به زندگي در تهران شد. البته بايد اضافه کرد که قرارداد قطبي با پرسپوليس بندهای ویژه بسیاری داشت. از جمله آن بندها بندي بود که به قطبي اجازه مي داد ماهانه دو تا سه مرتبه به دوبي سفر کند. گويا در مذاکرات قطبي با هدايتي قطعي شده که يوروم در امارات و در ویلای اختصاصی ای که باشگاه به همراه یک ماشین آخرین سیستم برای او تهیه کرده بود اقامت داشته باشد و از آنجا  مثلا کارهاي سایت کاملا فارسی باشگاه پرسپوليس را انجام دهد و درخواست دو تا سه مرخصي ماهانه قطبي براي سفر به دوبي هم براي سر زدن به يوروم بود.
در اين معامله درواقع همه چيز به نفع خانواده قطبي تمام شده بود، هر چند مديران پرسپوليس اميدوارن بودند امتيازاتي که به قطبي دادند، در پايان فصل به قهرماني تيم شان ختم شود اما با توجه به بندی که او را برای فسخ قرارداد یک طرفه مختار می کرد , همه رشته ها پنبه شد...

آیا قطبی بخاطر بانو پرسپولیس را در گرمای 50 درجه به امارات برد ؟ 

بعد از شنیده شدن شایعات فراوان در مورد قطبی بر سر امضای قرارداد جدید وی در فصل دوم , با حضور پرسپوليس در اوج گرماي دوبي  برای فصل بدنسازی پیش فصل ترديدها نسبت به سرمربي پرسپوليس بيشتر شد . در شرايطي که تمام تيم هاي دسته يک و دسته دوم امارات براي تمرينات پيش فصل شان کشورهاي اروپايي نظير اسپانيا، ايتاليا، آلمان و… را در نظر گرفته بودند، پرسپوليس هم به خواست قطبي در دوبي اردو زده بود که البته همين مساله با واکنش و تعجب روزنامه هاي اماراتي همراه شد. خبرنگاران اماراتي که به خاطر گرماي دوبي علاقه يي به حضور بر سر تمرينات پرسپوليس نشان نداده بودند، در ابتداي ورود پرسپوليس به دوبي از اردوي تابستاني اين تيم در گرماي 50 درجه و هواي شرجي دوبي تعجب کرده بودند و حتي بعضي از آنها به شکلي تمسخرآميز پرسپوليسي ها را بابت حضورشان در دوبي سرزنش کردند. البته احتمالاً آنها خبر نداشته اند که حضور پرسپوليس در دوبي نه براي کسب آمادگي بلکه به دليل حضور همسر افشین قطبی در امارات بوده است . به اينها بايد اصرار قطبي براي برپايي اردويي خارج از کشور را هم اضافه کنيد که البته اصرار قطبي براي انجام اين اردو نمي تواند به اقامت همسر او در دوبي بي ارتباط باشد . هرچند شايد کادر فني پرسپوليس به وسيله يي گرماي دوبي را توجيه  می کردند اما اگر بدانيم حضور در دوران بدنسازي در منطقه يي که ارتفاع آن از سطح دريا پايين تر است در شرايط سخت، قدرت جسماني بازيکنان را کاهش مي دهد، متوجه مي شويم که حضور پرسپوليسي ها در دوبي در اين وضع هيچ توجيه فني نداشته است. وقتي از نظر علمي ثابت شده انجام تمرينات بدنسازي در مناطقي که ارتفاعي بالاتر از سطح دريا دارند باعث افزايش توليد گلبول سفيد شده و اين مساله باعث بالا رفتن حجم دريافت اکسيژن مي شود، پس طبيعي است که تمرينات بدنسازي در دوبي نه تنها سودي براي پرسپوليس نخواهد داشت بلکه به لحاظ جسماني هم بازيکنان را در شرايط بدي قرار خواهد داد. دم دست ترين مثال براي مفيد بودن تمرينات در ارتفاع بالا، اردوي تيم ملي قبل از جام جهاني 98 در بروجرد بود که توميسلاو ايويچ با هوش بالاي خود اين منطقه از ايران را براي تمرينات تيم ملي در نظر گرفته بود و همه ديدند که بازيکنان تيم ملي در جام جهاني فرانسه در چه وضعيت بدني خوبي قرار داشتند. با اين حال هرچند رئيس سازمان تربيت بدني باشگاه ها را از اردوهاي خارجي که جنبه توريستي بودن داشت منع کرده بود اما اردوي پرسپوليس احتمالاً چيزي به غير از جهانگردي عايد بازيکنان اين تيم نکرد. البته مي توان اين را در جمله هاي پيرواني و همچنين برنامه روز اول اردوي پرسپوليس در دوبي به خوبي ديد. پيرواني آن روزها به بازيکنان پرسپوليس توصيه کرد؛ «براي هماهنگي بيشتر و صميميت بيش از پيش بايد در تمام امور از جمله تمرين، استراحت، پياده روي، خريد و گردش به صورت گروهي عمل کنيد تا با خلق و خوي هم آشنا شويد.» البته به غير از اين توصيه، کادر فني برنامه ديگري هم براي اعضاي تيم تدارک ديده بود و آن هم بازديد از امکانات باشگاه ايرانيان دوبي بود. البته اين تمام برنامه پرسپوليسي ها در روز اول نبود و در همان روز اول بازيکنان براي آشنا شدن با «خلق و خو»ي هم به بازارهاي بزرگ دوبي سر زدند . چیزی به آغاز لیگ نمانده و پرسپولیس در تمرینات خلق و خو به سر می برد .
نکته جالب و خوشمزه در این میان می تواند دانستن این خبر باشد که سرمربي تيم فوتبال پرسپوليس در آن زمان به دليل گرماي شديد هواي امارات دچار مسموميت و گرمازدگی شد و بنا به اعلام روابط عمومی باشگاه در آن زمان به دليل بيماري  در یکی از جلسات تمرينی شركت نكرد.
وي براي رفع اين مشكل زير نظر كادر پزشكي به درمان مي پردازد.

اصرار عجيب قطبي براي خريد مهاجم و مدافع گمنام برزيلي
هر چند در فصل اول حضور قطبی در ایران  و با اصرار افشين قطبي براي جذب خورخه آراندا و ماته دراگه چوويچ چيزي عايد پرسپوليس نشد اما امسال هم قطبي دست بردار نبود و هر طور که شده مي خواست يک مدافع  و مهاجم ناشناس برزيلي را وارد پرسپوليس کند. وقتي در ميانه فصل گذشته و در فصل نقل و انتقالات قطبي روي خريد آراندا و دراگه چوويچ زوم کرد خيلي ها فکر مي کردند بار فني اين دو باعث شده که با وجود محدوديت هاي مالي باشگاه، اين دو پرسپوليسي شوند اما وقتي نيم فصل دوم شروع شد معلوم بود که پرسپوليس براي قهرماني نمي تواند روي اين دو بازيکن کوچک ترين حسابي باز کند. وضعيت دراگه چوويچ آنقدر بد بود که در فصل نقل و انتقالات ليگ هشتم در تست پزشکي و فني باشگاه پگاه گيلان رد شد و هيچ کس هم در حال حاضر از آراندا خبري ندارد. در چنين وضعي قطبي در اين فصل هم از باشگاه خواسته بود هر جور شده یک مدافع و مهاجم برزيلي ناشناس را براي پرسپوليس بخرند. حتي سرمربي آن زمان پرسپوليس قبل از قطعي شدن حضورش در پرسپوليس گفت وگوهايي هم با اين بازيکنهای برزيلي انجام داده بود و گويا جذب اين بازيکنان يکي از پيش شرط هاي قطبي براي امضاي قرارداد با پرسپوليس بوده است. البته از نظر قطبي کار حضور مدافع  و مهاجم گمنام برزيلي  در پرسپوليس تمام شده بود که در نهایت تنها کاریوستن مهاجم به زعم قطبی " سرشناس " برزیلی یعنی همان " دو کارمو "  صورت حقیقت گرفت که بعدها با افشاگری تاریخی عادل فردوسی پور مشخص شد که این بازیکن تنها یک بازیکن آماتور در حد لیگ محلات برزیل بوده است. جالب اینجاست که عده ای از خبرنگاران دلال که به سرکردگی یکی از پدرخوانده ها فعالیت می کردند این بازیکن را در حرکت عجیب و غریبی به تیم کوثر لرستان قالب کردند که این بازیکن بعد از مدتی از این تیم هم محو و به ناکجا آباد فرستاده شد.

همه این مسائل امروز که همه چیز مشخص شده است وقتی جالبتر می شود که بدانیم قطبي در آخرين مصاحبه اش قبل از سفر مثلا تدارکاتی پرسپولیس به دوبي نامي از اين بازيکنان نبرده بود و تنها از لفظ «مدافع  و مهاجم سرشناس برزيلي» استفاده کرد : «اين مدافع و مهاجم برزيلي  از بهترين و با کيفيت ترين بازيکنان برزيل هستند. آنها در تيم هاي بزرگي چون سانتوس بازي کرده و حتي یکی از آنها به عنوان کاپيتان ، اين تيم را در صعود از ليگي به ليگي بالاتر همراهي کرده اند. آنهادر تيم ملي زير 18 ساله هاي برزيل هم چهره خوبي داشته اند و قابليت بازي با هر دو پا را دارند . »

فقر اطلاعات در حرف هاي قطبي چيزي بود که وضعيت اين بازيکنان و چگونگي حضورشان در پرسپوليس را نامشخص تر مي کرد. در حالي قطبي با اطمينان از کيفيت بالا و نقش اين بازيکنان در صعود سانتوس به ليگي بالاتر صحبت مي کرد که سال ها است اين تيم مطرح در رقابت هاي دسته يک برزيل حضور دارد. ضمن اينکه همين ندانستن نام اين بازيکنان هم بزرگ ترين دليل  بود تا نسبت به کيفيت بالا و همچنين اغراق قطبي درباره اين بازيکن شک هایی ایجاد شود.

حقیقت این بود که تعریف های مبالغه آمیز قطبی در رابطه با این دو بازیکن که بعدها تنها تبدیل به یک بازیکن با نام " دو کارمو " شد , در کنار جملات مکرر و معروف قطبی در رابطه با اینکه " این بازیکن بسیار بهتر از کریمی است " و یا اینکه " کریمی با نا آمادگی که دارد به درد پرسپولیس نمی خورد و من تنها این مهاجم برزیلی را می خواهم " در مطبوعات و در تمرینات خطاب به هواداران سطح توقعات همه را نسبت به " دو کارمو " بالا برد تا در نهایت تنها بعد از گذشت چند هفته  و مشاهده کیفیت پایین این بازیکن و البیته افشاگریهای عادل فردوسی پور نوک پیکان انتقادات به سمت قطبی دوخته شود تا تنها اندکی بعد قطبی عزم جدایی از پرسپولیس را جزم کند و البته در آن شب پایانی مهمترین دلیل رفتنش را به دوستان خبرنگارش و البته داریوش مصطفوی , جدای از نارضایتی یوروم از دوری از امپراتور در مساله مهمی چون " افشاگریهای عادل فردوسی پور و برنامه 90 در مورد مسائلی همچون کیفیت تقلبی دو کارمو " عنوان کند.

 

ظهور قطبیسم بعد از قتل پروینیسم / نگاهی به دو پدیده که از پرسپولیس به همه جا رسیدند و پرسپولیس بدون آنها هم همچنان بزرگ است و بزرگ خواهد بود(ویژه عید)

"اول خدا بعد علی پروین"

جمله ای که از طرفداران دو آتیشه  نه چندان دور پرسپولیس زیاد به گوشمان می رسید .آنها امکان تصور پرسپولیس بدون پروین را نداشتند روی سکوها نام او از پرسپولیس بیشتر شنیده می شد.

 
"سلطان بلند شو "

شعاری که روی سکوها در دوران سلطلنی علی پروین فریاد زده می شد و الحق هم که پروین بعد از شنیدن این شعار از جای خود بلند میشد ولی این پایان ماجرا نبود سلطان دستی تکان می داد همان دستی که بر روی سکوها آتش بپا می کرد.

 
"چشم تیله ای معروف"

او بود که همه قلبها را تسخیر کرده بود و روی نیمکت ترس بر دل حریفان می انداخت تا جایی که علی منصوریان در وصف سلطان گفته بود : "وقتی در مسابقه پرسپولیس وارد زمین می شدیم کاری می کردیم که چشممون به علی پروین روی نیمکت نخوره"!


"استقلال یک علی پروین کم دارد"

بعد از اینکه در دربی،  استقلال نتوانسته بود پرسپولیس 9 نفره راببرد تیتر یک روزنامه ابرار ورزشی شده بود او دیگر سلطان بدون جانشین بود که استقلال دنبال کسی مانند او می گشت.

 
"سلطان و خبرنگاران"

علی پروین گرچه در دل طرفداران بی رقیب بود ولی نتوانسته بود در بین خبرنگاران مخصوصا خبرنگاران جوان برای خود دوستدارانی را دست و پا کند   او روی سکوها محبوب بود و در زمین چمن دنبال خبرنگاران می دوید او راه درست با خبرنگاران و رفتار با آنها را نمی دانست.

 

"ساعت شیش می ریزم تو روزنامتون"

روزنامه جهان فوتبال آن روزها به خاطر مطالبی که  در نقد علی پروین می نوشتند از سوی سلطان تهدید شده بود که یک روز ساعت شیش می ریزم تو روزنامتون حسابتونو می رسم البته هیچوقت آن ساعت شیش نرسید و پروین حساب هیچکس را نرسید. 

 
"دوران افول سلطان"

در این دوران تخت و تاج سلطان آن ابهت قبل را نداشت و روزنامه ها به راحتی از او انتقاد می کردند دیگر قلمها براحتی بر علیه پروین و فوتبال علی اصغریش می چرخید دیگر انتقادها جان گرفته بود و سلطان سقوطش شروع شده بود
 

"خداحافظ فوتبال"

جمله معروف سلطان که بعد از باخت در آزادی بخاطر فشار تماشاگران از دهان پروین شنیده شد او در آنروز با بطریهای آب بدرقه شد شاید سلطان هیچوقت آینروزها را در ذهن خود هم مرور نمی کرد دیگر هیچکس به قهرمانی های او با پرسپولیس فکر نمی کرد  پروین فهمید که  حافظه تماشاگران چقدر فراموشکار است.(البته سلطان پیش از یک دو جین دفعه این جمله را تکرار کرده بود , اما شرایط موجب شد که در نهایت خود او  اگر می خواست هم نتواند به عنوان سرمربی به فوتبال برگردد)

حالا دیگر همه تلاشها نتیجه داد و پرسپولیس  قلمرو سلطان جدا شد .خبرنگاران روشنفکر به هدف خود رسیدند حالا حتی روی سکوها نیز پرسپولیس بدون پروین معنی داشت. حتی دو آتیشه هایی که  نیمکت پرسپولیس  بدون پروین رگ غیر تشان را بالا می زد به راحتی پذیرفته بودند که میتوان پرسپولیس را بدون پروین دوست داشت.

 _________________

"آغاز فعالیت قطبی "

پرسپولیس وارد دنیای جدیدی  شده بود روزهای سختی را گذراند تا  مدیریت تیم به حاج حبیب کاشانی رسید.

رئیس جمهور و دوستان او به استفاده از نیروهای ایرانی مقیم خارج  در زمینه های مختلف امر کرده بودند و حبیب کاشانی با تمام مشکلاتی که در سر راه استخدام قطبی وجود داشت  موفق به  نشاندن قطبی روی نیمکت  تیم پزسپولیس  شد.

 
"ظهور قطبیسم  و القابی جدید "

 
لقب سلطان که روی سکوها به علی پروین داده شده بود تبدیل به امپراتور شد.  البته قطبی به علت رفتار مناسب با خبرنگاران محبوب آنها هم شده بود و یک لقب از علی پروین پیشی گرفت.  او در بین خبرنگاران هم لقب جنتلمن گرفت.

خبرنگارانی که سالها مبارزه کردند  سایه علی پروین را حذف کنند حالا خواسته یا ناخواسته سایه بان جدیدی برای پرسپولیس ساخته بودند آنها موجی را براه انداخته بودند که دیگر سکوها هم پرسپولیس بدون قطبی را نمی خواستند, درست مانند آنروزها که  پرسپولیس را بدون سلطان نمی خواستند خالا سلطان ،امپراتور شده بود.

 ____________________


"سلطان و امپراتور هنوز به دنبال پرسپولیس"

 
سلطان هنوز عاشق پرسپولیس  و خواهان بازگشت به تیم است اگر چه جناب هدایتی شاید بد قولی هایی در حق دوست سابقش کرد و هیچ زمزمه ای هم برای بازگشت او نکرد  ولی دیگر هیچکس به تکرار داستانهای سلطان و تاج و تخت او علاقمند نیست.

البته این شرایط برای امپراتور بهتر است او هنوز خواهان زیادی برای بازگشت  به پرسپولیس را دارد که البته روز به روز کمتر می شوند،  ولی گویا او در دبی تیم خیابانی پرسپولیس را تشکیل داده ....

جالب اینجاست امپراتور و سلطان هر دو رفتند و پرسپولیس هنوز با شکوه و قدرتمند و هر دو در آرزوی بازگشت ...

آری ... پروین و قطبی دو پدیده بودند که از پرسپولیس به همه جا رسیدند و پرسپولیس بدون آنها هم همچنان بزرگ است و بزرگ خواهد بود... / شاهرخ نظری

 

 

مصاحبه از چگونگی انتخاب دایی تا همه چیز و همه جا با رییس فدراسیون فوتبال/ کفاشيان: نه اصلاح طلبم و نه اصولگرا / فدراسيون در انتخابات رياست جمهوري طرف هيچ جناحي را نمي گيرد /ویژه عید(قسمت اول)

علي کفاشيان با يقه هفت آبي رنگ و عينکي بر چشم روي مبل هاي راحتي اتاقش نشسته بود و با کارتابلي که در دستش سنگيني مي کرد با خنده خوشامد گفت. از چهره اش مشخص بود که سرما خورده است و آنقدر در بين صحبت هايش سرفه مي کرد که صورتش قرمز مي شد. روي شومينه هميشه خاموش کنار دستش، بريده روزنامه هايي وجود داشت که خبر «مذاکره تلفني تاج و آقازماني مدیر گروه ورزش شبکه سه سیما» با ماژيک سبز رنگي مشخص شده بود و البته دستخطي از مهدي تاج که بالاي آن موضوعي را نوشته و از چيزي گله کرده بود. علي کفاشيان کلاً مديری دوست داشتني است و از اينکه فضا را با شوخي و مزه پراني تلطيف کند ابايي ندارد و اصلاً هم توجهي نمي کند که رئيس پرمخاطب ترين فدراسيون ورزشي است. علي کفاشيان برايمان از مسائلي گفت که کاش مي توانستيم بنويسيم. موضوعاتي را مطرح کرد که نمي توان با همان صراحت رئيس نوشت اما علي کفاشيان، همان مديري که خيلي ها با ديدنش لبخند مي زنند اين بار جدي و البته با لحن اعتراضي فضاي فوتبال را نقد کرد و از برنامه هايي گفت که شايد چند درصدش هم رسانه يي نشده است. خيلي ها اعتقاد دارند کفاشيان دست نشانده محمد علي آبادي است اما او هدف نهايي خودش را «استقلال مالي» فدراسيون از سازمان دانست و با جديت جالب توجهي گفت هنوز بايد به او وقت داد تا خودش را نشان دهد. شش ماهه اول سرش به کميته ملي المپيک گرم بود و تازه اقدامات بنيادي اش را در فدراسيون آغاز کرده است. هنوز کلام آخرش در گوش مان است که گفت؛«من مدير اقتصادي هستم، به من وقت بدهيد تا ثابت کنم از فوتبال چه استفاده يي مي شود کرد.»


خبرگزاری پارس فوتبال-موضوعي که هميشه در فوتبال ايران عجيب بوده، اين است که هيچ گاه روساي سابق فدراسيون فوتبال کنار هم جمع نشده بودند، هيچ وقت همديگر را قبول نداشتند و اين موضوع در اين دوره هم تکرار شده است. علت خاصي دارد؟

من خودم هر جا که بودم و با هر جايي که همکاري کردم هر وقت کمکي خواستند همکاري کردم، خودم سر زدم و تجربياتم را انتقال دادم ولي نمي دانم چرا در فدراسيون فوتبال اين مساله حاکم است که وقتي روساي قبلي رفتند نه هيچ علاقه يي دارند که برگردند و کمکي کنند و نه خودشان را نشان مي دهند. معلوم نيست آنها چرا با دلخوري رفتند يا از موضوعي ناراحت هستند. البته غير از آقاي مصطفوي که خودش آمد و همکاري کرد و به دعوت هايمان پاسخ مثبت مي داد.

خبرگزاری پارس فوتبال-البته آقاي صفايي تا حدودي مشاوره مي دهند.

بله، ايشان با فدراسيون از طريق عضويت در فيفا ارتباط دارند و ما از نظرات شان استفاده مي کنيم و در جلسه يي که با هم در خارج از کشور بوديم، چندين ساعت درباره کار فدراسيون و برنامه ها با ايشان صحبت کردم و حتي به برخي از جلساتي که دعوت شان مي کنيم، تشريف مي آورند. اين روحيه همکاري در فدراسيون وجود دارد اما در مورد دادکان اين روحيه همکاري وجود ندارد.

خبرگزاری پارس فوتبال-شما به عنوان معاون سازمان تربيت بدني در راس بسياري از فدراسيون ها با عنوان سرپرست حضور داشتيد و طعم حضور در فدراسيون ها را چشيده ايد اما فدراسيون فوتبال و صندلي رياست بر فوتبال موضوعي جدا از ساير فدراسيون هاست. نظر شما در مورد فدراسيون فوتبال بعد از يک سال حضور چيست؟

اين مورد را دقيقاً درست مي گوييد و من در اکثر جايگاه هاي ورزشي بوده ام؛ از هيات ورزشي تا فدراسيون ها و سازمان ورزش و کميته ملي المپيک. اما فدراسيون فوتبال جايگاه ديگري دارد و حجم و گستردگي کارش بسيار بالاست و از آن طرف بسيار هم زير ذره بين قرار داريم. يادم هست حتي در زماني که به عنوان معاون سازمان و دبيرکل کميته ملي المپيک در بستر کار بودم، وقتي مصاحبه درباره فوتبال انجام مي دادم برد بسياري داشت.

خبرگزاری پارس فوتبال-همان مصاحبه معروف درباره علي پروين و بعد از آن درگيري رسانه يي با علي انصاريان.

بله، آنجا و در بخش فوتبال بود که انعکاس پيدا مي کرد. فوتبال در ايران پتانسيل بسياري دارد و به ساختار محدود فدراسيون خلاصه نمي شود يعني تشکيلات بسيار بزرگي است که اهميت زيادي دارد و حساسيت مردم هم زياد است لذا اينجا کار ويژه يي را مي طلبد و بايد سليقه هاي شخصي را کنار گذاشت و آنچه را به مصلحت فوتبال است حتي وقتي به ضرر اشخاص باشد در دستور کار قرار داد.

خبرگزاری پارس فوتبال-در زمان انتخابات خودتان دوست داشتيد رئيس فدراسيون باشيد يا طبق توصيه عمل کرديد؟

نه، ماجراي من را ديگر همه مي دانند. اصلاً قرار نبود براي رياست فدراسيون بيايم. از ابتدا هم قرار بود آقاي علي آبادي بيايند و من هم گفتم اگر ايشان بيايند، من کناره گيري مي کنم.

خبرگزاری پارس فوتبال-دليل خاصي داشت که از حق خودتان گذشتيد؟

دليلش اين بود که قطعاً مي دانستم ميان من و علي آبادي، همه به ايشان راي مي دهند.

خبرگزاری پارس فوتبال-يعني با توجه به نفوذ سازمان در اعضاي مجمع، لزومي نداشت وقت تان را تلف کنيد.

بالاخره طبيعي است وقتي علي آبادي در جايگاه رئيس سازمان قرار دارد و همه امکانات در اختيارش است و وقتي رئيس فدراسيون شود همان ابتدا بسياري از مشکلات فوتبال را با در اختيار داشتن امکانات حل مي کند، طبيعي است اعضاي مجمع وقتي مي بينند ايشان نفوذ و امکاناتش بيشتر است، به او راي مي دهند.

خبرگزاری پارس فوتبال-دقيقاً همان اتفاقي که در انتخابات کميته ملي المپيک افتاد.

بله، شما خودتان ديديد نه تنها در اين دوره بلکه در همه دوره هاي قبل روساي سازمان وقتي توصيه يي مي کنند، همه به سمت آن مي روند. من با اينکه رئيس فدراسيون فوتبال هستم و خودم دبيرکل کميته ملي المپيک بودم، اگر در ليست سازمان نبودم، مطمئناً راي نمي آوردم.

خبرگزاری پارس فوتبال-اما آقاي علي آبادي همه پست هاي مهم را مي خواهند و فکر نمي کنیم اين رويه درستي باشد. مثلاً در جايگاه رئيس سازمان تربيت بدني بودن و حضور در انتخابات رياست فدراسيون مثل اين است که در عين حال که وزير هستيد، مديرکلي استاني را هم برعهده بگيريد. مي توانست افراد مورد اعتمادش را در اين جايگاه قرار دهد.

البته خود من هم نمي پسنديدم که رئيس سازمان بيايد و رئيس فدراسيون فوتبال شود. چون اگر ايشان مي آمد بايد عمده کارهايش را به زيردستان واگذار مي کرد و ممکن بود آن فرد نيز براي همه فصل الخطاب نباشد چراکه مديريت در فوتبال بسيار مشکل است و مي تواند مشکلات بيشتري در کار دوم ايجاد کند. من خودم نمي پسنديدم اما بالاخره نظر ايشان بود.

خبرگزاری پارس فوتبال-مي گويند شب قبل از انتخابات همه افرادي که انتخاب شدند در جايي جمع شده بودند و با هم جلسه يي محرمانه برگزار کردند؟

نه، ممکن است گروه گروه جمع شده باشند اما مشکلي ندارد.

خبرگزاری پارس فوتبال-شما خودتان در آن جمع نرفتيد؟

نه، من در هيچ جمعي حضور نداشتم چون اصلاً جمعي نديدم.

خبرگزاری پارس فوتبال-آن زمان که شما به عنوان رئيس فدراسيون انتخاب شديد، با هشت نفر ديگر در فدراسيون همکاري را شروع کرديد. جو در آن زمان چطور بود؟ به راحتي با اين موضوع کنار آمديد؟

البته يک مدت یک نوع خلاء بود و بعدش هم همه استرس داشتند تا انتخابات برگزار شود. چون اين 9 نفر قبل از اين با هم نبودند، طبيعي است که بايد مدتي مي گذشت تا آنها با هم اخت شوند. افرادي هم که انتخاب شدند از مديران باسابقه، بادرايت و مدبري بودند که خيلي زود با هم اخت شدند.

خبرگزاری پارس فوتبال-سيستم مديريت باز شما وقتي افراد همسو نيستند چگونه است؟

فضايي براي آنها به وجود مي آورم که خودشان ديگر نمانند.

خبرگزاری پارس فوتبال-الان نقش فتح الله زاده و شفق در فدراسيون فوتبال بسيار کمرنگ است. اين موضوع يعني شما آنها را از دور خارج کرديد؟

نه، اين دليل دارد. آقاي فتح الله زاده و شفق درگير کار باشگاهي بودند و کارشان زياد بود و نمي توانستند بيايند. از فتح الله زاده خواستم کار باشگاه ها را پيگيري کند و کارها را انجام دهد اما هيات رئيسه بايد مسائل را ببيند، در جلسه مطرح کند و با دادن راه حل، آن را تصويب کند. هيات رئيسه کار اجرايي نمي کند ولي خود من اعتقاد دارم اعضاي هيات رئيسه يي را که به کار اجرايي علاقه دارند به ميدان بياورم و چون به خودم نزديک هستند، امور را به آنها بسپارم.

خبرگزاری پارس فوتبال-شما وارث چه فدراسيوني با چه مشکلاتي شديد؟

ما بارها گفتيم، يکسري بدهي ها وجود داشت که ادامه دارد چون منابع درآمدي تعريف نشده است. کميته انتقالي تمام وقتش را به موضوع اساسنامه اختصاص داد و نسبت به موضوعات ديگر کمتر واکنش نشان مي داد.

خبرگزاری پارس فوتبال-اما بدهي سنگيني براي فدراسيون فوتبال باقي ماند در حالي که در آن يک سال پنج ميليارد پول جام جهاني باقي ماند، يک ميليارد هم ايرانول بايد مي داد. معلوم نشد سرنوشت اين يک سال چه شد. شما پيگيري نکرديد؟

به هر حال فعاليت کرده بودند. کسي نيامد آن پول را ببرد.

خبرگزاری پارس فوتبال-نه، بحث پول بردن نيست، بحث ما مديريت بر فوتبال است.

زماني که فدراسيون سرپرست داشته باشد اداره فدراسيون هفته يي يک بار هم نمي شود. فدراسيون ها هزينه دارند و بايد هزينه هايش را پرداخت. فوتبال هم هزينه زيادي دارد.

خبرگزاری پارس فوتبال-برنامه هاي شما در فدراسيون فوتبال چيست؟

شش ماه اول وقت زيادي نداشتم اما بعد از المپيک که همه وقتم را در فدراسيون فوتبال مي گذارم باور کنيد هنوز نتوانستم به طور صد درصد بر امور مسلط شوم ولي کم کم مسلط مي شوم. بايد بفهمم چه جاهايي بايد بيشتر وقت بگذارم و به کدام حوزه ها بيشتر دقت کنم و آنها را زير نظر بگيرم. اولين هدف اين است که اساسنامه جديد را منطبق با ساختار فدراسيون فوتبال کنم که در مقطع سختي آمديم زيرا تيم ملي، سرمربي نداشت و در بسياري از حوزه ها با مشکل مواجه بوديم چراکه در فدراسيون فوتبال نمي توان به راحتي تصميم گرفت. مثلاً براي انتخاب سرمربي اميد هر روز تحت فشار بوديم تا آن را اعلام کرديم. در هيات رئيسه بايد به هم نزديک تر مي شديم تا آنها با اخلاق من آشنا شوند. براي اجراي امور هم به طور صد درصد اختيارات را به اعضا دادم و سعي نکردم رئيس بازي دربياورم و براي آنها بازپرس باشم تا وابسته شوند، ضمن اينکه نظارت و ارزيابي هم داشتم و نظراتم را ارائه مي دادم. بايد بر دو بخش مسلط شوم؛ هيات هاي استاني و باشگاه ها. بخش استان ها را با سفر آشنا شدم و از هيات ها بازديد کردم، انتخاباتشان را برگزار کردم و با استاندارها صحبت کردم اما در بخش باشگاه ها هنوز نتوانسته ام کاري کنم و بايد به آنها سر بزنم تا از نزديک با مشکلات و مسائل شان آشنا شوم. در بخش فوتسال هم در حال برنامه ريزي هستيم، دربخش بانوان با برنامه ريزي جلو مي رويم و در بخش هاي فدراسيون هم نظرات مان را لحاظ کرديم. خوشبختانه AFC هم از ما حمايت کرد و البته تنها نقطه ضعف مان اسپانسر بود که اين موضوع هم حل شد.

خبرگزاری پارس فوتبال-اولين چالش جدي فدراسيون مربوط به حضور کلمنته بود که با آن تبليغات آمد و خيلي راحت هم رفت. اصلاً داستان چه بود، چه اتفاقي افتاد؟

روز اول که آمديم از طرف افکار عمومي با فشار عجيبي براي انتخاب سرمربي تيم ملي روبه رو بوديم. من هم تازه آمده بودم و اصلاً خبر نداشتم سيکل انتخاب سرمربي تيم ملي چگونه است. روزي صدتا به من ليست مي دادند که اين سرمربي باشد، روزي 60 نفر مي آمدند توصيه مي کردند. اصلاً ضابطه يي وجود نداشت، در مورد سرمربي خارجي هم همين طور بود. اصلاً مهلت فکر کردن هم نمي دادند. به اين نتيجه رسيدم که اعضاي هيات رئيسه را درگير اين موضوع کنم، بعد به اين نتيجه رسيديم که از همه مربيان ايراني دعوت کنيم که البته هيچ چيز از درون آن درنيامد و همه گفتند داخلي اما روي فرد اختلاف داشتند.

خبرگزاری پارس فوتبال-آن زمان نظر  سازمان روي قلعه نويي بود.

ما در فدراسیون نظر خاصي روي افراد نداشتيم(نظر سازمان البته به ما مطرح می شد). موضوع به کلمنته رسيد که او هم 25 روز ما را بازي داد که معلوم نبود دائمي است يا پروازي...

خبرگزاری پارس فوتبال-مگر شما شرايط را به شفق اطلاع نداده بوديد؟

آخر ما اصلاً روي شخص خاصي نظر نداشتيم، ما به دنبال فردي بوديم که رويش به اجماع برسيم.

خبرگزاری پارس فوتبال-يعني شفق از طرف فدراسيون براي مذاکره نرفت؟

نه، آقاي شفق براي کار ديگري به اروپا رفت و گفت با چند نفر صحبت مي کند، از آنجا گفتند کلمنته و ما هم گفتيم خوب است و بيايد. اصلاً ضابطه خاصي نداشت و فقط به اين فکر بوديم که از اين موضوع نجات پيدا کنيم.

خبرگزاری پارس فوتبال-خود آقاي علي آبادي توصيه يي درباره مربي خارجي نداشتند؟

ايشان فقط گفتند اگر سرمربي نمي خواهد دائم باشد و قرار است پروازی باشد ، لزومي به استفاده از آن نيست.

خبرگزاری پارس فوتبال-در مورد کانديداهاي داخلي هم اصلاً صحبتي از علي دايي نبود، حتي قطبي مدعی است چند ساعت سرمربي تيم ملي شده بود.

نه، ما چند گزينه داشتيم که در ميان آنها آقاي قطبي قوي تر از همه بود. من هم در اين فکر نبودم که چه کسي مي آيد، فقط مي خواستم نجات پيدا کنم. همه افراد در ليست ما بودند اما اعلام نمي کرديم.

خبرگزاری پارس فوتبال -اما افشين قطبي می گوید که انتخاب شده بود و حتي این خبر را به حبيب کاشاني هم اعلام کرده بوده اند.

نه، حبيب کاشاني يک بار آمد و گفت مي توانيم قطبي را بدهيم.

خبرگزاری پارس فوتبال-مي گويند سازمان نقش ويژه يي در انتخاب سرمربي داشت و حتي برخورد سرد آقاي هاشمي با قطبي موجب شد قطبي از ليست خط بخورد.

نه، ما قرار بود همه مربيان را به دفتر آقاي هاشمي ببريم.

خبرگزاری پارس فوتبال -پس دايي چطور انتخاب شد؟

کار جمعي اين است که اکثريت بايد قبول کنند و من هم ديگر خسته شده بودم و وقتي ديدم علي دايي مورد قبول اکثريت است، اعلام کردم دايي سرمربي تيم ملي شده است. مي خواستم قال قضيه را بکنم و وقتي اعلام کردم ديگر همه چيز درست شد. توانايي دايي بالاست، خصوصيات خاص خودش را دارد.

خبرگزاری پارس فوتبال - دايي خبر نداشت؟ خودش مي گفت هر کس لابي قوي تري داشته باشد انتخاب مي شود.

من با دايي که سر تمرين بود تماس گرفتم و برايش اس ام اس زدم که به من زنگ بزند. تماس گرفت و گفتم مي خواهم ببينمت. با سايپايي ها صحبت کرديم که اول گفتند نه و بعد گفتند چون تيم ملي است اشکالي ندارد.

خبرگزاری پارس فوتبال -در ابتداي حضور دايي، سرمربي تيم ملي اصلاً رابطه خوبي با شما نداشت و حتي در موضوع حمايت از تيم ملي، او به علي آبادي زنگ زد تا با شما جلسه بگذارد.

نه، آن جلسه را علي آبادي هميشه مي گذارد.

خبرگزاری پارس فوتبال -اما آن جلسه براي موضوع تيم ملي بود.

بالاخره وقتي سرمربي مي آيد توقعاتي دارد که بايد برآورده شود. ما سعي مي کرديم برخي حرف ها از زبان دايي به سازمان انتقال پيدا کند . کلاً در ابتداي فعاليت اصطکاک هايي وجود دارد ولي در ادامه همه چيز خوب مي شود.

خبرگزاری پارس فوتبال -الان در جامعه اين شائبه وجود دارد که فدراسيون هر تصميمي مي گيرد با علي آبادي هماهنگ مي کند.

ببينيد، من اين موضوع را عيب نمي دانم که در مسائل مختلف با سازمان هماهنگي داشته باشيم، اما الان حدود دو ماه است که با ايشان جلسه نگذاشتيم. بالاخره در اين مقطع احتياج فراواني به سازمان و دولت داريم و مجبوريم اين ارتباط حفظ شود. ما بايد تعامل داشته باشيم تا از دولت امکانات بگيريم. قانون اساسي هم مي گويد اصلاً ورزش بايد رايگان باشد و بايد دولت هزينه کند.

خبرگزاری پارس فوتبال -الان دو مدل وجود دارد؛ يکي همين قانون اساسي است که ورزش را رايگان مي خواهد و ديگري اساسنامه فدراسيون فوتبال که دنبال خصوصي سازي است. چگونه بايد کنار آمد؟

اين اشتباه است که بگوييم ما مستقل هستيم و هيچ کس هم نزديک نيايد. AFC و فيفا هم نظرشان اين گونه نيست، آنها هم حمايت ها را مي پسندند و حمايت هاي دولت اگر نباشد، نمي توان کاري کرد. آنها حق دخالت را سلب کردند اما تعامل را نه. فدراسيون الان استاديوم مي خواهد، بايد به چه کسي رو بزنيم؟ ما به دولت وصل هستيم و بايد همگام با اقتصاد و سياست عمل کنيم تا حرف هايمان را به کرسي بنشانيم. من الان دنبال قوانيني هستم که اگر کارخانه يي در فوتبال تيم دارد به صورت سليقه يي از فوتبال حمايت نکند. آنها بايد حمايت کنند. چون از شيره آن شهر استفاده مي کنند چرا نبايد از ورزش حمايت کنند؟

خبرگزاری پارس فوتبال -فرض کنيد علي کفاشيان هر روز در آينه نگاه مي کند. پنج خصوصيت برتر علي کفاشيان چيست؟

هر روز که در آينه نگاه مي کنم، از روز قبل پيرتر مي شوم اما چيزهايي که من در خودم حسن مي بينم، شايد در نظر ديگران حسن نباشد. من دوست دارم خوش اخلاق باشم و بخندم اما مي گويند اين بد است، مي گويند خوب نيست. از نظر من يک حسن است ولي خيلي ها مي گويند اين مديريت خنده است. بعد اخلاقم با اطرافيان خوب است.

خبرگزاری پارس فوتبال - یعنی منظورتان این است که خوشرو هستيد؟

بله خوشرو هستم. تند نمي شوم. نه با ديگران و نه با خانواده. بعضي ها مي گويند اين هم حسن نيست اما به نظر من يک حسن است. سعي مي کنم کارهايي که انجام مي دهم براي رضاي خدا باشد. قصد ندارم کارهايي که انجام مي دهم مورد توجه ديگران قرار بگيرد. سعي مي کنم خدا خشنود شود.

خبرگزاری پارس فوتبال -اين شد سه تا.

در کار اداري با همه تعامل مي کنم و انعطاف پذير هستم يعني با کسي درگير نمي شوم. لجبازي و کينه توزي با افراد براي يکسري کارها انجام نمي دهم حتي اگر برخلاف ميل من هم باشد. سعي مي کنم انتقادپذير و صادق هم باشم.

خبرگزاری پارس فوتبال -لبخند جزء لاينفک خصوصيات شماست و هيچ وقت از شما جدا نمي شود.

نه ديگر،جزء خصوصيات من است و من نمي توانم از خودم آن را جدا کنم.

خبرگزاری پارس فوتبال - تا حالا شده کسي از صداقت و خوشرويي شما در بانک مرکزي، سازمان تربيت بدني، فدراسيون هاي دووميداني و فوتبال در طول اين سال ها سوءاستفاده کند؟

البته خوشرويي من باعث نمي شود همه چيز را قبول کنم ولي نه، خيلي کم شده .ممکن است حرفي بزنند يا عملي انجام دهند که من از آن ضرر ببينم اما نه، سوء استفاده يي به آن صورت که مورد نظر شما باشد، انجام نشده است.

خبرگزاری پارس فوتبال -گفته مي شود کفاشيان هميشه مرد شماره دواست. در سازمان تربيت بدني که معاون بوده پس مرد شماره دو بوده است در کميته ملي المپيک مرد شماره دو بوده. خب دبيرکل بوده ايد. براي همين است الان که مرد شماره يک شده است، باور نمي کند مرد شماره يک شده است و به همين خاطر مي خندد... شما با اين اظهارنظر موافقيد؟ اين خنده ها مال مرد شماره يک است يا مرد شماره دو؟

(مي خندد) يعني من الان دروازه بان شده ام و خودم خبر ندارم؟

خبرگزاری پارس فوتبال -نه واقعاً دوست داريم نظر شما را بدانيم.

من اعتقادي به اين معنا ندارم. آدم وقتي کارش را خوب انجام بدهد و به اصطلاح با جديت کارش را جلو ببرد، هيچ دليلي ندارد خوش اخلاق نباشد و نخندد. البته خنده به اين معني نيست که وقتي جلسه هم داريم من هميشه بخندم. کار ما جدي است و کارها را بايد جلو ببريم. ولي وقتي با خبرنگاران مصاحبه مي کنم دوست دارم بخندم و با خوشرويي با آنها صحبت کنم که فکر نکنند حالا چه خبر است که مثلاً من رئيس فدراسيون خودم را گرفته ام.

خبرگزاری پارس فوتبال -شيوه تعبير خبرنگارها براساس خنده رو بودن شماست. دقت کرده ايد؟

بله همين طور است اما حتي در جلساتي که با سازماني ها و هيات رئيسه دارم بعضي اوقات بذله گويي هم مي کنم ولي در کار جدي هستم و بعضي اوقات حتي عصباني مي شوم که شما تا به حال نديده ايد.

خبرگزاری پارس فوتبال -چقدر فوتبال ايران را مي شناسيد؟ آيا فوتبال ايران پاک است و در آن صداقت وجود دارد؟ فوتبالي که مي گويند پاک نيست و دلالان در آن مربي و بازيکن جابه جا مي کنند، فوتبالي که مي گويند داوران متهم به رشوه گيري هستند،در ليگ يکش مي گويند نتايج خريداري مي شود، عوض مي شود و حتي اين ماجرا در ليگ دو شديدتر است ،دلالي هايي که وجود دارد و متاسفانه برخي روزنامه نگاران ورزشي هم در اين ورطه افتاده اند و اتفاقاً نفع مي برند، شما چقدر از اين فوتبال پيچيده و تا حدودي مافيايي شناخت داريد، فوتبالي که پدرخوانده دارد و اين پدرخوانده است که بازيکنان و مربيان را مثل مهره هاي شطرنج جابه جا مي کند.

عمدتاً فوتبال هم مثل ديگر بخش هاي جامعه نارسايي دارد اما ما دلالي را کاهش داده ايم و خيلي نسبت به گذشته کمتر شده است و اين به خاطر سيستم دار شدن فدراسيون فوتبال است .هر چقدر که اين دلالي ها و ناپاکي ها در هر بخشي حاکم باشد، نشان دهنده ضعف ما در آن بخش هاست. يعني اينکه آن بخش ها سيستماتيک و درست اداره نمي شود. خوشبختانه در فدراسيون اين مساله خيلي کم شده است و ما سلامت را حاکم کرده ايم که به هيچ عنوان نمي توانند در آن رخنه کنند. اما ممکن است در باشگاه هاي ليگ برتري، دسته يکي و دويي از اين مسائل وجود داشته باشد که اگر آنها سيستم خاصي را پياده کنند و سيستماتيک شوند، آنها هم مي توانند اين مساله را کنترل کنند.

خبرگزاری پارس فوتبال -فدراسيون در اين زمينه کاري انجام داده است؟

بله، جلسات مختلفي با مديران باشگاه ها برگزار شده و ما سعي کرده ايم رابطه فدراسيون با آنها را شفاف کنيم. سعي مي کنيم با کساني که زد و بند مي کنند، برخورد کنيم و با اين هدف مقابله مي کنيم تا دلالي از فوتبال رخت بربندد. باز هم مي گويم الان اين مساله خيلي کم شده است يا پولش زياد نيست که چشمگير باشد. زماني که مي خواستيم مربي خارجي براي تيم ملي بياوريم، انواع و اقسام دلال ها را من در فدراسيون زيارت کردم اما ديديد آخر سر علي دايي را بدون هيچ دلال و واسطه يي انتخاب کردم. من خودم با دلالي خيلي مخالفم. ولي خب بالاخره در هر جامعه مسائل خلاف هم وجود دارد و در فوتبال هم با توجه به وسعتش اين مسائل وجود دارد ولي اگر ما ببينيم، مقابله مي کنيم و خدا را شکر چون ما در اين مسائل نيستيم و چون خودمان زد و بندي با کسي نداريم، هيچ کس نمي تواند از ما ايراد بگيرد.

خبرگزاری پارس فوتبال -آن طور که شما مي گوييد به نظر مي آيد فدراسيون فوتبال دوره شما يک فدراسيون متين و پاک است. تا حالا شده روزنامه هاي ورزشي که کار دلالي هم مي کنند، به شما يا به فدراسيون پيشنهادي بدهند؟

نه به هيچ عنوان. ما را مي شناسند که سمت ما نمي آيند. شايد چون مي گويند رئيس فدراسيون فوتبالي نيست سمت فدراسيون نمي آيند.

خبرگزاری پارس فوتبال -اين روزنامه ها را مي شناسيد؟

چيزهايي شنيده ام اما نه، دقيق نمي دانم کدام روزنامه نگار در کار دلالي است.

خبرگزاری پارس فوتبال -اما آقاي کفاشيان، در فوتبال ايران اکثراً همه دوست دارند از شانه هاي ديگران بالا بروند و جو آنقدر پاک و صادق نيست که خيلي ها مي خواهند از خنده ها و خوشرويي شما سوءاستفاده کنند. شما حواس تان هست؟

خوشبختانه در فوتبال اين مساله حاکم است که هر کس آب هم بخورد، همه مي فهمند. ما اگر با شما مصاحبه کنيم همه مي فهمند. اينجوري مسائل علني است و مخفي نمي ماند. کمتر کسي جرات مي کند چنين کاري انجام دهد اگر به ما چنين مسائلي را بگويند، سريع با آن برخورد مي کنيم.

خبرگزاری پارس فوتبال -اما چند نمونه در فدراسيون فوتبال وجود دارد که به نوعي هنوز مبهم است؛ يکي پرونده مربوط به فرهاد کاظمي و علي مولايي است که اول گفتند گم شده، بعد گفتند مختومه شده يا پرونده نيکبخت که گفتند حالش هنگام ورود به اتوبوس تيم ملي عادي نبوده و از ميهماني شبانه آمده است. همه انتظار داشتند محروميت سنگين تري براي او در نظر گرفته شود اما يک سال فقط از همراهي تيم هاي ملي محروم شد يا مثلاً پرونده خداداد که خبرنگار را کتک زد يا خيلي پرونده هاي ديگر. همه انتظار داشتند برخورد فدراسيون پاک کفاشيان با اين مسائل تند باشد. اما برخوردها نرم بود. به يکباره گفتند مدارک پرونده کاظمي و مولايي ناقص بوده و به جاي تکميل موارد، پرونده مختومه شده اين اتفاقات چرا افتاد؟

اينها چيزهايي بود که با ادله و مدارک و استنادات در اختيار کميته انضباطي بود و من در همين باره با کميته انضباطي بحث داشتم. مدارکي که دست آنها بود باعث شد احکام تندتري نسبت به احکام صادر شده صادر نشود. در پرونده کاظمي چيزي وجود نداشت. آقاي شريفي گفت چيزهاي زيادي گفته شده ولي هيچ مدرکي وجود ندارد يا مولايي را دو سال محروم کردند و ما به دنبال کاهش محروميت مولايي بوديم که چون ديديم واقعاً فوتبالش هدر مي رود نتوانستيم. ولي مدارک کامل نبود. درباره پرونده نيکبخت و خداداد هم همين مسائل وجود داشت...

خبرگزاری پارس فوتبال - اما عده يي از بازيکنان تيم ملي شاهد غيرعادي بودن حال نيکبخت بودند و آنها بودند که به خبرنگاران خبر دادند...

بر اساس شواهد حکم براي نيکبخت صادر شد. يکسري مسائل ديگر هم وجود دارد و بايد عواقب آن را هم در نظر گرفت. در مقررات هم حداقل و حداکثر وجود دارد که آن ديگر با توجه به مسائل موجود و شرايط حاضر تصميم گرفته مي شود.

خبرگزاری پارس فوتبال - شما در تصميم گرفتن از استقلال نسبي برخوردار هستيد يا مشورتي عمل مي کنيد؟

نه، استقلال کامل دارم و مشکلي ندارم ولي قطعاً مشورت زياد مي کنم. در فوتبال نمي خواهم فوري تصميم بگيرم. فوري تصميم گرفتن و جوانب کار را نديدن بعداً باعث مي شود مشکلات زيادي گريبان فدراسيون را بگيرد. وقتي کاري خوب انجام نشود سريع بازخوردها و انتقادات نشان مي دهد تصميم ما تا چه حد اشتباه بوده است.

خبرگزاری پارس فوتبال-آقاي کفاشيان، در اين يک سال و دو سه ماهي که از رياست شما بر فدراسيون فوتبال مي گذرد، منتقدان فدراسيون در رسانه هايشان تاکيد مي کردند که قدرت آقاي تاج از شما بيشتر است يعني تاج در روشنايي است و کفاشيان در تاريکي. ما مي خواستيم بدانيم قدرت آقاي تاج نشان دهنده ضعف کفاشيان است يا نه؟ به هر جهت قبول کنيد که ايشان بيشتر از شما در صحنه است...

اين طوري اين مساله را نمي شود عنوان کرد. هرکس براساس مسووليتي که دارد، استحکام کارهايش در رسانه بيشتر يا کمتر مي شود. خب مسووليتي که آقاي تاج دارد که هم سخنگو است و هم مدير تيم هاي ملي، انعکاس کار ايشان به بيرون بسيار زياد است. يک سري کميته ها هم هستند که کارهاي زيادتري دارند. اما انعکاس کارهايشان کمتر است. مثل کميته استان ها يا همين سازمان ليگ. شايد کارهاي من زياد منعکس نشود که باعث شده اين شائبه به وجود بيايد. بحث قدرت مطرح نيست و همه با هم در فدراسيون هماهنگ هستند. تمام مطالب، مسائل و تصميماتي که آقاي تاج مي گيرد اول آنها را به اطلاع من مي رساند. تا من هم تصويب نکنم، اجرا نمي کند. نگران اين هم نيستم که يک نفر قوي تر از من در فدراسيون عمل کند. ما دوست داريم کار فدراسيون خوب پيش برود و کسي خلاف نکند و مسير را اشتباه نروند ولي اينکه کار خوب پيش برود، چه اشکالي دارد؟

خبرگزاری پارس فوتبال -اما اگر يادتان باشد زماني که هنوز بحث سايپا قطعي نشده بود، آقاي تاج از راديو جوان اعلام کرد سايپا حامي مالي تيم هاي ملي شده است. اين در تضاد با گفته هاي شما نيست؟ در حالي که چند دقيقه پس از مصاحبه تاج با راديو وقتي با شما تماس گرفتيم شما گفتيد هنوز قطعي نشده و چيزي مشخص نيست...

(مي خندد) آن روز پنجشنبه بود. من همين طوري به آقاي تاج گفتم که مساله سايپا مثل اينکه جدي شده است. البته نگفتم قطعي شده که ايشان رفت و با راديو جوان مصاحبه کرد .

خبرگزاری پارس فوتبال -در فدراسيون دووميداني به مربيان تيم هاي ملي توصيه هاي فني مي کرديد؟

من فقط در جلسات هيات رئيسه شرکت مي کردم و حتي نمي گفتم کدام دونده بهتر است يا بهتر نيست.

خبرگزاری پارس فوتبال -بالاخره شما خودتان زماني دونده بوده ايد. توصيه دوستانه هم نمي کرديد؟

چرا، از نظر اخلاقي مثلاً مي گفتم که فلاني خوش اخلاق است اما چون در دووميداني بحث رکورد است، از روي رکورد ها خيلي راحت مي شد فهميد که چه کسي بهتر است.

خبرگزاری پارس فوتبال -در دوره شما آقاي سجادي که همين الان مدير عامل سايپاست، مطرح شد و ديگر مثل ايشان تکرار نشد. نه؟

چرا تکرار شد، اما نه در استقامت.

خبرگزاری پارس فوتبال -برويم سر مساله حق پخش. يکي از شرط هاي اصلي AFC براي احراز فاکتورهايي که از آن به عنوان تعلق سهميه ياد کرد، مساله حق پخش تلويزيوني بود. يعني ديگر بازي ها مفت و مجاني پخش نشوند و سازمان عريض و طويل صدا و سيما بايد براي پخش بازي ها پول به فدراسيون و باشگاه ها پرداخت کند. برخورد اول جام جمي ها چطور بود؟ مثل اينکه قبول نمي کردند...

بله، قبول نمي کردند. مي گفتند ما مشکلات قانوني داريم و نمي توانيم آن طور که شما مي خواهيد، حق پخش بدهيم.

خبرگزاری پارس فوتبال -استدلال شان اين بود که چون باشگاه ها دولتي هستند و صدا و سيما هم دولتي است، حق پخش نمي دهند يا...

نه، استدلال شان اين بود که مقررات سازمان صدا و سيما اجازه نمي دهد.

خبرگزاری پارس فوتبال -يعني رديف بودجه يي در اين باره پيش بيني نشده بود؟

بله، مي گويند رديف بودجه بايد ديده شود و اين کار در مقررات ما نيست و براي اولين بار براي آنها مشکل بود.

خبرگزاری پارس فوتبال -چطور شد که به تعامل رسيديد؟

بالاخره ما چندين جلسه گذاشتيم و اسناد و مدارکي که بايد به AFC مي داديم به همراه اسناد و مدارک کشورهايي که با صدا و سيماهاي کشورشان به توافق رسيده بودند، نشان مي داد قانوني هستند به آنها نشان داديم تا بالاخره صدا و سيما مجاب شد.

خبرگزاری پارس فوتبال  -آقاي ضرغامي در جلسات مربوط به حق پخش حاضر شد؟

نه، ايشان حتي يک جلسه هم نيامد.

خبرگزاری پارس فوتبال -بازي ايران - کره شمالي هم نزديک بود پخش نشود...

آن ديگر ربطي به ما نداشت. مربوط به اسپانسر مسابقات بود که به AFC ربط پيدا مي کرد که آخرسر هم صدا و سيما حق پخش را خريداري کرد.

خبرگزاری پارس فوتبال - مبلغ قرارداد مورد نظر شما چقدر بود؟

ما مبلغ خاصي را مدنظر نداشتيم چون مي دانستيم آنها چون مخالفند براي سال اول پول زيادي نمي دهند، گفتيم مرحله به مرحله جلو برويم و با يک مبلغ نه خيلي کم و نه خيلي زياد شروع کنيم.

خبرگزاری پارس فوتبال - يعني اينکه 10 ميليارد تومان که چهار ميليارد تومان مربوط به حق پخش و شش ميليارد تومان مربوط به دور زمين است، سال 88 افزايش مي يابد؟

بله، صد درصد. به هر جهت همه باشگاه ها در حق پخش سهم دارند، البته سهم استقلال و پرسپوليس به خاطر اينکه بازي هايشان مستقيم پخش مي شود بيشتر از ساير باشگاه هاست. اما باشگاه هاي شهرستاني هم سهم مي برند. از شبکه هاي استاني نمي گيرند بلکه مستقيم از فدراسيون مي گيرند.

خبرگزاری پارس فوتبال - برنامه 90 در سال گذشته حسابي خبرساز شد. البته شما درست آن روزي که شب قبلش عادل فردوسي پور به حالت افسردگي برنامه را اجرا کرد با تيتر «من عادل را خيلي دوست دارم» فدراسيون را به نوعي از زير فشار افکار عمومي خارج کرديد. اما اينکه يک روز مي گوييد برنامه اش خاله زنک است و يک روز مي گوييد من دوست دارم هم در نوع خود جالب است.

دوست داشتن عادل با خاله زنک بودن 90 متفاوت است.

خبرگزاری پارس فوتبال - تلقي اين است که شما دوست داشتن تان را تکذيب کرده ايد؟

نه، مغاير نيست. من مي خواستم به عادل تلنگر بزنم که حد و حدودش را بداند.

خبرگزاری پارس فوتبال - البته جرقه درگيري با عادل را سردار عزيزمحمدي زد. شما آن برنامه را که سردار به عادل گفت از تريبون نظام داري نظام را تضعيف مي کني و فردوسي پور گفت سردار شما داري فرافکني مي کني، ديديد؟

نديدم، خواب بودم اما شنيدم.

خبرگزاری پارس فوتبال -سردار همان شب مي توانست از اهرم فشار استفاده کند.

چطوري؟

خبرگزاری پارس فوتبال - تا اين لحظه صدا و سيما مگر حق پخش را پرداخت کرده است؟

نه، پرداخت نکرده است.

خبرگزاری پارس فوتبال -سردار مي توانست بگويد برنامه هاي فوتبالي سيما به خاطر اين است که فدراسيون و سازمان دوربين ها را راه مي دهد، شما اول بياييد حق پخش را بدهيد بعد انتقاد کنيد. مثل اينکه برخي باشگاه ها هم خواستار تعلق حق پخش شده اند، درست است؟

بله، اما اين برنامه وضعيتش با حق پخش فرق مي کند. يک برنامه تلويزيوني وقتي يک طرفه از ما انتقاد مي کند ما هم از طريق رسانه هاي نوشتاري از آنها انتقاد مي کنيم. طاقت انتقادي که ما کرديم را نداشتند و به هم ريخته بودند. حتي تذکر هم داده بوديم که وضعيت اين گونه نشود که اميدواريم ديگر شاهد اين مناقشات نباشيم. ما و صدا و سيما در يک حوزه ايم و باهم همکاريم و بالاخره باهم مي نشينيم و تعامل مي کنيم.

خبرگزاری پارس فوتبال - چرا تحمل فدراسيون فوتبال بيشتر از سازمان تربيت بدني است؟ سر همين برنامه 90 يا بهترين فدراسيون شدن در آسيا که اين همه از فدراسيون انتقاد شد آخر هم به دادن يک بيانيه بسنده کرديد، اما ديديد که سازماني ها چه واکنشي داشتند.

من اخلاقم اين جوري نيست که سريع جواب بدهم، مگر مواردي که تهمت و افترا يا برخلاف ميل باشد. در اين موارد من حساسم و ناراحت مي شوم. مثل اينکه ما مدارک تقلبي فرستاده ايم يا با آقاي صباح لابي کرده ايم. اينها بد است.

خبرگزاری پارس فوتبال - آيا بهتر نيست فدراسيون جهت گيري هايش را بيشتر کند، آيا به نفع اقتدار فدراسيون نيست؟

ما به دنبال اقتدار نيستيم، اقتدارطلب هم نيستيم. ما مي خواهيم فوتبال ايران پيشرفت کند. بگذار بگويند ما پول نداريم، فدراسيون بيچاره است، مربيان تيم هاي ملي به درد نمي خورند و داورها خوب نيستند. اينها چيزهايي هستند که زياد مهم نيست و همه هم مي گويند.

خبرگزاری پارس فوتبال - آقاي کفاشيان، داريم کم کم به انتخابات رياست جمهوري نزديک مي شويم. هميشه اين طوري بوده که در دوره هاي قبلي دولت که رئيس جمهورش مي خواسته دوباره کانديداي انتخابات رياست جمهوري شود آمده و از فدراسيون فوتبال يکسري استفاده هايي کرده است. چه تبليغي بهتر از تبليغ با برند فدراسيون فوتبال که اين همه معتبر و مورد توجه است. شما هم در دولت اصولگرا کار کرده ايد و هم در دولت اصلاح طلب. خودتان اصلاً اصولگرا هستيد يا اصلاح طلب؟

من جمهوري اسلامي ام. من طرف جمهوري اسلامي هستم.

خبرگزاری پارس فوتبال - يعني هيچ خط فکر جناحي نداريد؟

نه، من يکي از خصوصياتم اين بوده که به مسائل صد درصد ورزشي فکر کنم و اصلاً سياسي نيستم و اگر بخواهم کار سياسي هم انجام دهم شخصي است و هيچ ربطي به فدراسيون فوتبال يا محل کارم ندارد.

خبرگزاری پارس فوتبال - پس فدراسيون فوتبال در انتخابات رياست جمهوري هيچ جهت گيري سياسي نخواهد داشت؟

مطمئن باشيد هيچ جهت گيري خاصي نخواهد داشت.

خبرگزاری پارس فوتبال - از بين کساني که به نوعي اعلام کانديداتوري کرده اند يا قصد دارند وارد کارزار انتخابات شوند چه کسي مورد نظرتان است؛ خاتمي، کروبي، احمدي نژاد، ميرحسين موسوي و...

راي مردم هر کس باشد براي من فرق نمي کند. نظر شخصي ام را در راي خواهم داد که مخفي است.

خبرگزاری پارس فوتبال - ولي همه فکر مي کنند شما اصلاح طلب هستيد؟

چه کساني؟

خبرگزاری پارس فوتبال - خیلیها . سياست کار شما در فدراسيون شبيه به اصول کارهاي اصلاح طلبان است.

نه! من هم  در زمان دولت اصلاح طلبان روش کارم مشخص بود، الان هم روش کارم مشخص است و فرق نمي کند.

خبرگزاری پارس فوتبال - ولي اين را قبول کنيد کسي که مي خواهد در ورزش ايران رئيس و مدير رده بالا شود محال است سياسي نباشد و زد و بند سياسي نداشته باشد.

نه، واقعاً من سياسي نبوده ام. آن زمان هم اصلاً آقاي مهرعليزاده را نمي شناختم. نه قبلاً با او دوست بودم و نه حتي با ايشان يک جلسه داشتم، اما ايشان سوابق من را ديد، بررسي کرد و من را معاون خودش کرد. حتي نمي خواستم معاون سازمان تربيت بدني دوره مهرعليزاده باشم، با اصرار معاون شدم. همان روزهاي اول دوره آقاي علي آبادي هم رفتم به ايشان گفتم اگر شخص بهتري را به جاي من در نظر دارد و مي تواند با او کار کند من حاضرم کنار بروم که ايشان گفت نه بايد باشي. خود ايشان هم من را انتخاب کرد. دليل اين انتخاب هم احتمالاً به خاطر سياسي نبودن من بوده است و چون جزء گروه خاصي نيستم، مي توانم با همه کنار بيايم.

خبرگزاری پارس فوتبال - البته روش مديريت شما همين طور است، با همه مي توانيد کنار بياييد و تعامل کنيد.

براي ورزش کار مي کنم. باور کنيد اگر يک جا ديدم وجودم براي فوتبال ديگر مفيد نيست راحت کنار مي روم.

خبرگزاری پارس فوتبال - ولي قبول داريد ورزش الان خيلي سياسي شده است؟

بعضي ها از اين ابزار استفاده مي کنند. خيلي از ورزشي هاي ما در مجلس و شوراي شهر کانديدا شدند و راي آوردند.

خبرگزاری پارس فوتبال - البته آقايان هاشمي طبا و مهرعليزاده کانديداي انتخابات رياست جمهوري شده بودند و راي نياوردند. شما به دنبال کانديداتوري در مجلس يا رياست جمهوري نيستيد؟ شما محبوبيت خاصي هم داريد.

(مي خندد) نه، اصلاً، ترجيح مي دهم بروم خانه ام بخوابم.

خبرگزاری پارس فوتبال - از نظر رئيس فدراسيون فوتبال، فدراسيون چه ضعف هايي دارد؟

ضعف زياد است. فدراسيون بايد به باشگاه هايي که اعضاي خانواده اش محسوب مي شوند توجه بيشتري کند؛ فوتبال ساحلي، فوتبال بانوان و منابع درآمدي براي فوتبال بانوان، نداشتن مديريت ثابت در خيلي از بخش ها و کميته ها و عدم تدوين يک اساسنامه خوب براي باشگاه هاي حاضر در تيم هاي برتر، دسته يک و دو و زيرگروه که مي توان آنها را از ضعف هاي اصلي فدراسيون شمرد و اميدواريم در طول زمان حل شود. البته فدراسيون فوتبال به کارهاي پايه و آکادمي خيلي اهميت مي دهد که بسيار هم مهم است و در آينده نتيجه اش را خواهيد داد. اين يک نقطه قوت براي فدراسيون فوتبال است، يا اينکه سرمربي تيم ملي اميد  دو و نیم سال پيش از آغاز رقابت ها تعيين شد. البته در بحث آموزش هم کارهاي زيادي انجام داده ايم که متاسفانه زياد پوشش رسانه يي داده نشد. ديديد که بهترين فدراسيون در آسيا هم شديم و مدارک بهترين شدن ما هم منتشر شد و همه ديدند که فقط براساس دو قهرماني ما در فوتسال و نوجوانان در آسيا نبود و ما سربلند شديم.

خبرگزاری پارس فوتبال -شما هميشه مي گوييد فدراسيون بايد دست ضعفا را بگيرد و نگذارد باشگاهي زمين بخورد. الان مي بينيد باشگاه آرارات تهران که يک تيم ريشه دار است به چه وضعيتي افتاده است، البته يک اقليت مذهبي هستند و اگر به آنها رسيدگي شود مطمئناً بازخورد خوبي خواهد داشت. شما در جريان مسائل و مشکلات آرارات هستيد؟

بله، ما زماني مي توانيم دست آنها را بگيريم که خود آنها بخواهند بلند شوند. آراراتي ها آمدند و گفتند مي خواهيم يک سال تعطيل کنيم. ما گفتيم اگر به خاطر پول است فدراسيون به شما کمک مي کند، اگر به خاطر مسائل ديگري است ما شما را کمک مي کنيم، اين باشگاه را تعطيل نکنيد، چون شما تنها باشگاه از ارامنه در مملکت ما هستيد و ما بايد به شما کمک کنيم. آمدند تشکر کردند و گفتند ما مي خواهيم از نيروهاي ديگر استفاده کنيم. نيروهاي ما از ايران به ارمنستان و کشورهاي ديگر رفته اند و نيرو کم آمده و ما نمي توانيم تيم خودمان را کامل کنيم. يک سال مي خواهيم تعطيل باشد. خيلي اصرار داشتند نيايند ولي ما اصرار داشتيم که در مسابقات بمانند. خيلي ها اصرار داشتند امتياز اين باشگاه را خريداري کنند که ما گفتيم اگر شرايطش عالي بود و مال ارامنه نمي بود، اجازه مي داديم براي اينکه بعداً نگويند باشگاه ارامنه را به مسلمانان فروختند. ما اجازه نداديم.

خبرگزاری پارس فوتبال -پس صاحبان باشگاه نخواستند؟

بله، خودشان نخواستند.

خبرگزاری پارس فوتبال -آقاي کفاشيان، در سال 87 اتحاديه فوتبال دوباره تشکيل شد و اين بار سردار آجورلو مديرعامل سابق باشگاه هاي تهران به عنوان رئيس اين اتحاديه انتخاب شده است. سال گذشته آنها بيشتر وقت شان را روي کارهاي آکادميکي مثل برگزاري همايش هاي خصوصي سازي در فوتبال و برگزاري چند جلسه و کارگاه در همين باره گذاشتند. حتي پيش آقاي هاشمي رفسنجاني رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام رفته اند و ايشان هم گفته فوتبال بايد قطعاً خصوصي شود. طبق اساسنامه فدراسيون فوتبال هر کسي مي خواهد در کشور فعاليت فوتبالي داشته باشد بايد از فدراسيون فوتبال مجوز بگيرد. نظر شما در اين باره چيست. آيا اتحاديه فوتبال از فدراسيون فوتبال مجوز گرفته است؟

حرف شما درست است و آنها هنوز مجوز نگرفته اند. / علي عالي - چيا فوادي / خبرگزاری پارس فوتبال

(پایان قسمت اول)